تبلیغات
عاشقانه

به وبلاگ عاشقان خوش آمدید*****این وبلاگ آماده همکاری با هر سایت یا وبلاگ میباشد*****امیدوارم خوشتون بیاد


 
 

لینکدونی

 

شعر های برگزیده

دختری از کویر

حرفی به من بزن.من در پناه پنجره ام

مهدی(مرجان)

عشق ناتمام

چشمک(سوگند)

متولد ماه مهر

زمزمه ای از درون(میلاد عزیز)

ستاره(سهیل)

به نام خالق گلستان(شهرام)

بیا تو خسته نمیشی(هومن عزیز)

حرفهای دل من برای مرجانم(کمال عزیز)

سرزمین باران(پور حسن عزیز)

تنها در تاریکی(نوید)

عابرخسته2

وحید وسحر

شقایق

فرشته ای تنها

زمزمه زندگی

قصر کاغذی

خاطرات عشق و تنهایی

زبل خان (سیمین جون)

پیچک تنهایی

ققنوس در زنجیر

عشق وخدا(چگونه عاشق خدا شویم)

تنها ترین عاشق

یه عاشق دل شكسته

آلاچیق دوستی

قاصدك

پاییزی باش

 

 

جستجو در وبلاگ

 

 

 

خبرنامه

 

لطفا ایمیل خود را وارد کنید...

 

 

نظر سنجی

 


نظر شما در مورد مطالب این وبلاگ چیست؟





 

 

 

صفحات

 

1 2 3 4 5 6 7 ...

 

 

آمار

 

امروز :
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
ایجاد صفحه : -



 

 

 
 

 

برای به روز کردن وبلاگ عاشق تنها منتظر بارون بودم تا به یاده سال قبل مطلبی که پارسال گذاشته بودم رو باز قرار بدم تصمیم گرفتم امروز دیگه به روز کنم که خدا هم مهربونیش رو نشون داد و امروز صبح چندین قطره بارون بارید.

لکّه لکّه های خیس/باز خیس/باز باران/باز من و باران/باز ناز...دستهایم به دور ِ صورتش/شبیه ِ یک قطره ی باران شد که بین دستهایم افتاده بود و من حس می کردم...بسیار خوشبختم....

روزگاری همه آرزوم این بود که کسی که عاشقش هستم و روحش از این موضوع هم خبر دار نبود روزی بدونه که من نسبت بهش احساسی دارم .شب ها همه دعام بود .

یه روزی این آرزو برآورده شد .

ولی اون موقع من زیاده خواهی کردم و دست ازحکمت خدا کشیدم .

الان خیلی خوشحالم که به آرزوم رسیدم و خدارو شکر میکنمممم .

میتونستم این یک سال که در غم و اندوه برام گذشت رو برای خودم بهشت کنم و خوشحال باشم .

خدایا شکرت .

حالا هم آرزوم برای کسی که دوستش دارم اینه که خوشبخت بشه .

الان روزگاری بر من هست که دیگه احساس تنهایی نمیکنم و خدارو بابت همه چیز که بهم داده و نداده شکر میکنم .

میخواستم مطلب سال قبلمو قرار بدم ولی دیدم سرشار از غم هست و برای این حالم مناسب نیست .

چند روز پیش اتفاقی به وبلاگ بچه های دبستانی رفتم و شعر زیبایی رو دیدم گفتم براتون بزارم همین شعر رو نمیدونم کجا ولی خیلی شنیدم .

(زیاد این شعر بر وصف حالم نیست ولی یادی هست از دوران کودکی هر چند زیاد حسش نکردم)


خوشحال و شاد وخندانم
قدر دنیا را می دانم

خنده كنم من ، دست بزم من
پا بكوبم من ، جوانم
در دلم غمی ندارم
زیرا هست سلامت جانم
عمر ما كوتاست ، چون گل صحراست
پس بیایید شادی كنیم
بیایید با هم بخوانیم
ترانه ی جوانی را
گل بریزم من ، از سوی دامن
بر روی خرمن شادابم ، شادابم

برای گیلاس آبی ایندفعه خیلی حساس بودم که یکی از بهترین هاشو بزارم :

گیلاس آبی

تو همیشه در یاد من
آسمان به آسمان، كوچه به كوچه
رویا به رویا.
هر جایی كه می نگرم با منی.
اما ...
دلم برایت تنگ می شود!!!


می گویی برای قلبت دامی پهن كرده ام،
تا دوباره عاشقت كنم.
"عزیزكم. كسی این گونه تا به حال ...
كلاغ هم نگرفته !!!"


بیا برای بهبود شرایط،
چند قدم برداریم.
یك، دو، سه،
...
هشت، نه، ده.
چه قدر مهربان تر شده ای حالا كه از هم،
بیست قدم دوریم !!!


سه كوه،
چهار دره،
یك دریا،
در میانه های صحرا پرسید:
"كی می رسیم؟ دیگر خسته شده ام؟"
پاسخ داد:
"قرار نیست همیشه عشق به جایی برسد !!!"
و هر یك به سویی رفتند.

دلتنگی هام برایM :

تو رفتی و به راه تو هنوز چشم انتظارم * نمیخوام تا بدونی تو هنوزم بی قرارم
 

سخن روز :

مطمئن باشید زیباترین عکس ها در تاریکترین اتاقها ظاهر میشوند پس هر زمان به قسمت تاریک زندگیتان رسیدید مطمئن باشید خداوند میخواد یک تصویر زیبا از شما ظاهر کند .


عکس روز:


 

 

حسین موسوی ++

 

[10:54 ق.ظ] || [+]

نظر بدین --> []

 

 

 

 

 

 
 

 

خیلی نوشتن برام سخته به خاطر مسائل و مشکلاتی که در چند وقت اخیر داشتم وضعیتم بدجور بحرانیه.

از همه دوستام میخوام در این ماه عزیز برام دعا کنند ...

فکرشم نمیکردم روزی بیاد که کسی که دوستش دارم یک بار دیگه بیاد توی وبم.فکر میکردم آدرس وبمو فراموش کرده و براش به خاطره ها پیوسته.

کلی نوشته بودم تا حرفای درونمو بگم تا جواب پیامی که (م) گذاشته بود رو بدم .

دیدم خیلی از حرفام تکراریه.

ولی دیدم خودش  بهتر از هر کسی میدونه که عشق من یه عشق واقعی بود و ....

در مورد به دست اووردن و ... هم چیزی نگم بهتره .

بدست آوردن یک نفر از وابستگی به اون نفر نشات مییگره من وابستگی رو کاملا درک کردم من بیماری وابستگی رو دارم ولی نه در مورد عشقم چون اگه وابسته بودم و اگه میخواستم بدست بیارم فقط ....!!!!

در مورد برداشت کردن میخوام از دوستام بخوام که خودشونو توی وضعیتی قرار بدند که کسی که دوستش دارند رو با جنس مخالف ببیند چه احساسی اون لحظه بهشون دست میده؟

هر چند قبول دارم که برداشت من ناشی از احساسات و شرایط اون لحظه خاص بوده.

عشق با رسیدن کامل نمیشه.

اگه با رسیدن کامل میشد اکنون عشق لیلی و مجنون استوره نبود ...

ماه شهریور یرای من سرشار از خاطرات زیباست مخصوصا در این ماه مبارک.
تولدت پیشاپیش مبارک.
آروزی بهترین هارو دارم.
آرزوی من همه خوشبختیه توست.

...

...

...

 

خداحافظ همین حالا   همین حالا که من تنهام

خداحافظ به شرطی که    بفهمی تر شده چشمام

خداحافظ کمی غمگین    به یاد اون همه تردید

به یاد آسمونی که    منو از چشم تو میدید

اگه گفتم خداحافظ     نه اینکه رفتنت سادست

نه اینکه میشه باور کرد   دوباره آخر جاده است

خداحافظ واسه اینکه    نبندی دل به رویا هام

بدونی بی تو و با تو    همینه سهمه این دنیام

********

گیلاس آبی

همیشه با احساسم در ستیز بوده ام.
گاه برنده می شدم و گاه بازنده !
حاصل یك عمر عشق ورزیدنم،
یك جمله بیشتر نیست :
"چه عاشقش بودی، چه نه ...
هدیه اش را، هدیه نده !!!"


چمدانم را گوشه اتاق می گذارم.
تو را گوشه قلبم،
اشك را گوشه چشمم.
امید را در گاوصندوق گذاشته ام.
مراقبش باش!
دلم روی گاز است ...
بوی سوختنی می آید !
هود را روشن كن.


برای یافتن مقصر، زندگی را تلخ و سیاه نكن.
بگذار آنچه در پایان یك عشق به جای می ماند،
خاطرات خوشی باشد از لحظه هایی كه دیگر ...
برای هیچ كدامتان تكرار نخواهد شد.


برایت دعا میكنم.
هر بار كه پرنده ای می بینم،
هر بار كه مردم بی تفاوت از كنارم می گذرند و
هر بار كه نفس می كشم، برایت دعا می كنم،
تا به آنچه می خواهی برسی.

 

 

ღ♥ღخدایا به داده هایت شکر . به نداده هایت شکر . به گرفته هایت شکر .
چون داده هایت نعمت . نداده هایت حکمت . وگرفته هایت امتحان است.ღ♥ღ

 

 

حسین موسوی ++

 

[10:35 ق.ظ] || [+]

نظر بدین --> []

 

 

 

 

 

 
 

 

 

 

باید فراموشش کنم چندیست تمرین می کنم

من می توانم می شود آرام تلقین می کنم

کم کم زیادم میروی این روزگار و رسماوست

این جمله را با تلخی اش صد بار تضمینمیکنم

 

حدود یک سال از وقتی که به عشقم گفتم دوستش دارم میگذره.

چه روز شیرینی بود .بعد از دو سال که برای تغییر خودم وقت صرف کردم تصمیم گرفتم بهش بگم که دوستش دارم.

هر روز برای دیدن و گفتن حرفام بیرون میرفتم ولی نمیتونستم قدمی جلو بزارم.ولی باید حرفامو میگفتم.

چه لحظه شیرینی بود .هر چند نتونستم رو دردو بهش بگم احساسمو

ولی خیلی لحظه سختی بود وقتی چند بار تکرارکردم هدفم دوستی نیست در جواب اون که میگفت دوست نمیشم.

چقدر اون لحظه دیدنی بودم که به خاطره استرس چنان میلرزیدم که تصور میکردم همه محو من شدند.

یک سال گذشت .این روزها به یاد اون از اون مسیر عبور میکنم .میدونم باید فراموشش کنم دیگه.

ولی با فراموشیش اون به این نتیجه میرسه که حرفی که بهم زده بود که شاید من دنبال کسه دیگه ای برم بعدا درست بوده.

روزهای سختی هست.چند وقت پیش دیدمش در حالی که سوار ................................

ناخوداگاه اشکم جاری شد در حالی که اون لحظه خیلی از خودم بدم اومد.

خدا رو شکر میکنم که دوستانی توی نت بهم داد که بهم کمک کنند و کنارم باشند تا هیچ وقت احساس تنهایی نکنم.

مخصوصا این روز های اخیر که با کمک یکی از بهترین هام تونستم امتحاناتم رو در بدترین شرایط روحی سپری کنم.

تو اتاقم همه جا سایه ی توست          سایه ی پاک تو ای همیشه خوب

بوی خوبه تورو میده هر نسیم            غم چشمت تورو داره هر غروب

تو نیستی اما اسمت    همیشه رو لبامه     بهانه ای برای     شروع گریه هامه

صدای پات میپیچه   تو کوچه های خلوت   چه انتظار تلخی   تو غربت شبامه

 

دیگه مطلبی در مورد (م) نمیذارم چون میخوام فراموشش کنم.دیگه سعی میکنم خاطراتشو مرور نکنم.

تمام نوشته های  گذشتمو اتیش زدم و دور ریختم .

 

شعر زیبای کوچه رو فکر کنم کسی نباشه که نشنیده باشه.بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم ...

 

این جواب شعر کوچه از خانوم میر افشار به زنده یاد فریدون مشیری :

 

بی تو طوفانزده دشت جنونم،صیدافتاده به خونم
تو چسان می گذری غافل از اندوه درونم

بی من از کوچه گذر کردی و رفتی
بی من از شهر سفر کردی و رفتی

قطره ای اشک درخشید به چشمان سیاهم
تا خم کوچه بدنبال تولغزید نگاهم

تو ندیدی...........

نگهت هیچ نیفتاد به راهی که گذشتی
در خانه چو بستم ،دگر از پای نشستم

گوئیازلزله آمد ، گوئیا خانه فروریخت سر من
بی تو من در همه شهر غریبم

بی تو ،کس نشنود از این دل بشکسته صدائی
برنخیزد دگر از مرغک پر بسته نوائی

تو همه شعر و سرودی، تو همه بود و نبودی
چه گریزی زبر من،که زکویت نگریزم

گر بمیرم زغم دل ، با تو هرگزنستیزم
من و یک لحظه جدایی؟ نتوانم ، نتوانم

بی تو من زنده نمانم.......

**********

 

گیلاس آبی


از وقتی فراموشم كردی،
زیباتر شدی!
دروغ گوها را باید فراموش كرد!
امشب اعتراف می كنم
به تنها دروغی كه گفتم :
"
من نیز فراموشت خواهم كرد!!!"


ساعت از نیمه گذشته است
و من به این می اندیشم :
"
اگر كاری كه عشق با من كرد
با تو می كرد،
چند روز دوام می آوردی؟!"


چند كیك روی شمع می گذارم!
تا مبادا
یك سال دیگر،
یا یك فوت ...
دود شود !!!


از دسته گلی كه به آب دادی
تا به دستم برسد،
ممنونم!
مهرت را سپاس دوست من!!!

 

 

حسین موسوی ++

 

[06:03 ب.ظ] || [+]

نظر بدین --> []

 

 

 

 

 

 
 

 

.

.

.

شهریار كوچولو بار دیگر به دیدن گل ها رفت و به آنها گفت:_شما سر سوزنی به گل من نمی مانید وهنوز هیچی نیستید.

نه كسی شما رو اهلی كرده و نه شما كسی را.درست همان جوری هستید كه روباه من بود:روباهی بود مثل صد هزارتا روباه دیگر.او

را دوست خودم كردم و حالا تو همه ی عالم تك هست.

گل ها حسابی از رو رفتند.

شهریار كوچولو دوباره درآمد كه:_خوشگلید اما خالی هستید.

برایتان نمیشود مرد.گفت و گو ندارد كه گل مرا هم فلان رهگذر گلی میبیند مثل شما.اما او به تنهایی از همه شما سر است چون فقط اوست كه آبش داده ام و فقط اوست كه زیر حبابش گذاشته ام.چون فقط اوست كه حشراتش را كشته ام (جز دو سه تایی كه می بایست پروانه بشوند).

چون فقط اوست كه كه پای گله گزاری ها یا خودنمایی ها و حتی گاهی پی بغ كردن و هیچی نگفتن هاش نشسته ام .چون كه او گل من است.

و برگشت پیش روباه.

گفت:_خدانگهدار!!

روباه گفت:خدانگهدار!...و اما رازی كه گفتم خیلی ساده هست:::
جز با چشم دل هیچی را چنان كه باید نمیشود دید.نهاد و گوهر را چشم سر نمیبیند.

شهریار كوچولو برای آنكه یادش بماند تكرار كرد:_نهاد و گوهر را چشم سر نمیبیند.

_ارزش گل تو به قدر عمری است كه به پاش صرف كردی.

شهریار كوچولو برای آنكه یادش بماند تكرار كرد:_... به قدر عمری است كه به پایش صرف كرده ام.

روباه گفت:_آدم ها این حقیقت را فراموش كرده اند اما تو نباید فراموش كنی.تو تا زنده ای نسبت به آنی كه اهلی كرده ای مسئولی .تو مسئول گلتی ...

شهریار كوچولو برای آنكه یادش بماند تكرار كرد:_من مسئول گلمم.

.

.

.

در این مدت كه نبودم اتفاقات زیادی برام افتاد.كه مهم ترینش كه باعث این شد كه این مدت نتونم بیام و مطلبی قرار بدم این بود كه عشقم جواب آخر رو بهم داد.جوابی كه چند ماهی منتظر شنیدنش بودم.

نوشتن خیلی برام سخت هست به خاطره همین شازده كوچولو رو بهانه ای برای نوشتن قرار دادم.

با هر اتفاق خوب در زندگی آنقدر در خوشحالی غرق میشوم كه انگار هیچ ناراحتی در پیش نخواهد بود و در هنگام ناراحتی آنقدر در غم فرو میروم كه گویی دنیا چیزی به جز غم و ماتم نیست.

توجه به اینكه بعد از هر سربالایی سراشیبی هست در هنگام ناراحتی باعث میشه آدم به آینده امیدوار بشه و در واقع همین امید هست كه زندگی رو تشكیل میده.

امید سرابی است كه اگر ناپدید شود همه از تشنگی میمیریم.

همین عدم امید نسبت به آینده باعث شد چند وقت پیش مطلبی در وبلاگ قرار بدم و از  همه دوستانم خداحافظی كنم.

كه در واقع میتونم بگم نوعی فرار كردن بود.فرار از واقعیت های موجود در زندگی.

میخوام بمونم و در حالی كه خیلی ناراحت و غمگین هستم ادامه بدم تا نشون بدم كه هیچ وقت عشقمو فراموش نمیكنم.

و همیشه اونو در قلبم نگه میدارم حتی اگه سرنوشت با من مخالف باشه.

 

 *********

 

آزاد آزادم ببین

چون عشق درگیر من است

دیگر گذشت آن دوره که

تقدیر زنجیر من است

امروز تصویر من است

با عشق تو بر باد رفت

آن آبروی مختصر

 

من روح بارانم ببین

 

چون عشق تقدیر من است

 

 

از این به بعد سعی میکنم توی هر مطلب جدید شعری از آقای میلاد تهرانی با نام گیلاس آبی برای شما دوستان عزیزم قرار بدم

شاد باشید.

 

 

گیلاس آبی

می پرسم : "چه كار میكنی؟"
می گویی : "به آینده فكر می كنم!"
می پرسم : "آینده؟"
می گویی :
" آ : آری، كاش
ی : یك بار
ن : نشان بدهی
د : دوستم داری
ه : همین !!!"


امواج زندگی را
با آغوش باز پذیرا باش.
حتی اگر گاهی،
تو را به قعر دریا ببرد!
آن ماهی كه همیشه بر سطح آب می بینم ...
مرده است !!!


چند ریال
چند دلار
بگو چه قدر بیشتر؟
سكوت نكن!
بگو عشق او، چه قدر بیشتر از من
ارزش داشت؟!!!


او كه سیبی از شاخه چید،
تا بگوید: "دوستت دارم!"
شرمسار عشق شد !!!
...
من كه كاری نكرده بودم ... 
 

 

 

 

 

حسین موسوی ++

 

[04:59 ب.ظ] || [+]

نظر بدین --> []

 

 

 

 

 

 
 

 

 

پیشاپیش سال نو و عید باستانی رو به همه دوستان عزیزم تبریک میگم امیدوارم همیشه شاد و سربلند باشید و سال بسیار بسیار خوب و سرشار از موفقیت رو در پیش داشته باشید..

از همه دوستانی که در این سالی که گذشت در کنارم بودن و در سختی ها کمکم کردند تشکر میکنم امیدوارم بتونم در سال آینده جبران همه محبتاشونو بکنم.

شعری که میزارم رو آجی سحر عزیزم(سحر ناز خانوم)برام فرستاده بود دیدم خیلی قشنگه و چون نزدیک عید هستیم و باید غم و غصه رو برای مدتی حده اقل دور بریزیم گفتم اینجا قرارش بدم امیدوارم خوشتون بیاد.

مـــاه مـن غــصه نـخور زنـدگی جــذر و ‌مـد داره
دنــــیامـون یـــه عـــــالمه، آدم خــوب و بـد داره

ماهِ‌ُ من غصه نخور همه کـه دشـمن نمی شن
هــــمه کـه پــــر ترک مــث تـو و مــن نمی شن

مــاه مــن غــصه نـخور مــــثل مــــاها فـــــراوونه
خیلی کم پیدا می‌شه کسـی رو حرفش بمونه

مــاه مـن غــصه نـخور، گــــریه پــــــــناه آدماس
تـــر و تــــازه مـوندن گـل،‌ مال اشک شـبنماس

مــاه مـن غـصه نخور، زندگی خوب داره‌و زشت
خـــدا رو چه دیدی شاید فردامون باشه بهشت

مـــاه مـن غـصه نـخور، پــنجره‌مون بــازه هــنوز
بـــاغـچه‌مون غــرق گـلای عــاشق نــازه هــنوز

ماه من غـصه نخور،باز داره فصل سیب می‌شه
می‌دونم گــاهی آدم،‌ تو وطـنش غریب می‌شه

مــاه مـن غـصه نـخور،‌ مـــاها کــه تب نمی‌کنن
مــاها کـــــه از آدمـــــــا کــمک طـــلب نمی‌کنن

مــاه مـن غـصه نـخور،‌ شــمدونـــیا صــورتی ان
دلایــی کــه بشـکنن چون عـاشقن قـیمتی ان

ماه من غصه نخور، سبک می‌شی بـارون بیاد
تــوی عــاشقی بــاید نترســید از کـــم و زیــــاد

مـاه مـن غـصه نـخور، خـــاطره‌ هـــامون کودکن
تــوی ایـن قـــــصه دلا یـه وقـــــتایی عـروســکن

مــاه مــن غـصه نـخور،‌ بـازی زمین خوردن داره
کــــار دنـــــــیا هــــمینه،‌ تـــــولد و مــــردن داره

مــاه مـن غـصه نـخور، تــاب بـــازی افتادن داره
زنـــدگی شــکستن و دوبــــاره دل دادن داره

مــاه مـن غـصه نـخور، گــــلا مـــیان عــیادتت
بـــه نــتیجه مـــی‌رسه آخــــــر یـه روز عــبادتت

مـاه مـن غـصه نـخور، خــیلیا تـــنهان مـث تـــو
خــیلیا بـا زخـمای عـاشـقی آشنان، مـث تـــو

مـاه مـن غـصه نـخور، زنــدگی بی‌غم نمی‌شه
اونی کـه غـــصه نداشــته بـاشـه، آدم نمی‌شه

مـاه مـن غـصه نخور، حـــــافظ واست وا می‌کنم
شـــعراشـو می‌خـونـم و تــــو رو مـــداوا می‌کنم

مـاه مـن غـصه نـخور، دنــــــــیا رو بسپار به خدا
هـــردومون دعـــــا کنیم، تــو هم جـدا، منم جدا
اگه آپم کمی طولانی شد ببخشید دیگه...
امیدوارم لحظات شادی پیش رو داشته باشید ...

 

 

حسین موسوی ++

 

[11:00 ق.ظ] || [+]

نظر بدین --> []

 

 

 

 

 

 
 

 

سلام به همه دوستان عزیزم.بعد از چند وقتی برگشتم.دیگه نوشتن برام سخت شده.موضوع برای نوشتن زیاد ولی ....!!!

با توجه به اینکه چند روز دیگه روز ولنتاین و بعد از اون روز سپندار مذگان هست این پستم رو به این موضوع اختصاص دادم...

متن بسیار زیبایی هست در مورد تاریخچه ولنتاین حتی به کسایی که از این موضوع آگاه هستند توصیه میکنم این متنو بخونند..متن کلی رو چند سال پیش از نت پیدا کردم ولی متاسفانه منبع رو هر چی فکر کردم یادم نیومد که بزارم...

----------------------------------------------------------------

روز والنتاین (روز عشاق و یا روز عشق ورزی) مصادف با ۲۵ بهمن‌ماه (۱۴ فوریه) در بعضی فرهنگها روز ابراز عشق است.
این ابراز عشق معمولاً با فرستادن کارت والنتاین به صورت ناشناس انجام می‌شود. سابقهٔ تاریخی روز والنتاین به جشنی که به افتخار قدیس والنتاین در کلیساهای کاتولیک برگزار می‌شد، باز می‌گردد.

در سده سوم میلادی که مطابق می‌شود با اوایل شاهنشاهی ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده است بنام کلودیوس دوم. کلودیوس عقاید عجیبی داشته است از جمله اینکه سربازی خوب خواهد جنگید که مجرد باشد. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراتوری روم قدغن می‌کند.
کلودیوس به قدری بی‌رحم وفرمانش به اندازه‌ای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت. اما کشیشی به نام والنتیوس (والنتاین)، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می‌کرد. کلودیوس دوم از این جریان خبردار می‌شود و دستور می‌دهد که والنتاین را به زندان بیندازند. والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان می‌شود. سرانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد عشاق، با قلبی عاشق اعدام می‌شود…
بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق می‌دانند و از آن زمان نهاد و نمادی می‌شود برای عشق!

.در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، که از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است. در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با ۲۹ بهمن، یعنی تنها ۳ روز پس از روز والنتاین. این روز سپندارمذگان یا «اسفندارمذگان» نام داشته است. سپندارمذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می‌‌کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می‌‌دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می‌‌کردند. اخیرا گروهی از دوستداران فرهنگ ایرانی پیشنهاد کرده اند که به منظور حفظ فرهنگ ایرانی سپندارمذگان بجای والنتاین به عنوان روز عشق گرامی داشته شود..

از چند سال پیش در ایران صحبت‌هایی مبنی بر آمیختن والنتاین با سنتهای اسلامی به گوش می‌رسد.
محمدرضا زائری، روحانی محافظه کاران، از پیشنهاد دهندگان طرح نام‌گذاری روز اول ازدواج حضرت علی (ع) (امام اول شیعیان) و همسرش فاطمه زهرا (س)، به عنوان روز عشق‌ ورزی بود.

اکثر فرهنگ های دیرین دنیا ، یه روز در سال برای جشن ابراز عشق و علاقه دارن . ما ایرانی ها هم در فرهنگ زرتشتی ماه مهر رو داریم که مظهر مهربانی ایرانیان و ماه ابراز عشق هست که تو اون ماه روز هایی برای ابراز علاقه به اشخاص مختلف و مراسم متعدد جشن های مهربانی هست. تا حدی که مهربانی جزو عبادت های زرتشتیان یا اجداد ما بوده . تو فرهنگ زرتشتی یه روز دیگه هم هست که این روز (سپندارمزگان) یا (اسفندارمزگان) نام داشته . فلسفه بزرگداشتن این روز به عنوان (روز عشق) به این صورت بوده كه در ایران باستان هر ماه رو سی روز حساب می كردند و علاوه بر اینكه ماه ها اسم داشتند، هریك از روزهای ماه نیز یك نام داشتند. بعنوان مثال روز اول (روز اهورا مزدا)، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، اندیشه) كه نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی (بهترین راستی و پاكی) كه باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی (شاهی و فرمانروایی آرمانی) كه خاص خداوند است و روز پنجم(سپندار مز) بوده است. سپندار مز لقب ملی زمینه. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشقه چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزه. زشت و زیبا رو به یك چشم می نگره و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می ده. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندار مزگان رو بعنوان نماد عشق می پنداشتند. در هر ماه، یك بار، نام روز و ماه یكی می شده كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن می شد، جشنی ترتیب می دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشته كه در ماه مهر، (مهرگان) لقب می گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندار مز یا اسفندار مز نام داشت كه در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مز نام داشت، جشنی با همین عنوان می گرفتند. یعنی پنجم اسفند روز جشن عشاق یا جشن سپندار مزگان هست
سپندار مزگان جشن زمین و گرامی داشت عشقه كه هر دو در كنار هم معنا پیدا می كردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می دادند. مردان نیز زنان و دختران رو بر تخت شاهی می نشوندن ، به اونها هدیه می دادن و ازشون اطاعت می كردند این میشه حرمت واقعی زن- ببینین دین مهر یعنی چی!!
« این بود آیین پارسی و آن نیز آیین تازی که بر دار کردند دوازده هزار کودک رومشکان را در قعر باخت نبرد.»

♥ سمبلهای ولنتاین شامل موارد زیر میباشد
.
۱- شكل یك قلب ساده و یا تیر خورده: از آنجـایـی كـه قـلب مركز احساسات عمیق،اصیل و پر شور است. قلب تیر خورده آسیب پذیری عشق را نشان میدهد. هنگامی كه شما از سوی معشوق خود طرد میشود. قلب تیر خورده نشانه پیوند و اتحاد زن و مرد نیز می باشد.

۲- كیوپید(CUPID): كـه به شـكل یك كودك برهنه، فربه و بالدار ترسیم میگردد. این كودك شیطان با لبخندی موذیانه تـیـر و كمان نیز با خود حمل میكند. چنانچه یكی از تیرهای این كودك به قلب فردی اصابت كند وی فورا عاشق می شود. كـیوپید در واقع پسر ونوس الهه عشق و زیبایی در افسانه های روم باستان می بـاشد. معنی لغوی آن “آرزو ” است. كوپید برخی اوقات آمور(AMOR) نیز نامیده میگردد. همتای كوپید در افسانه های یونانی اروس (EROS) نام دارد.

۳- كبوتر،قمری و مرغ عشق: این پرندگان نماد وفاداری، پاكی و معصومیت هستند.

۴- گل رز: گل سرخ شهبانوی گلهاست. نماد جنگ و صلح، عشق و گذشت.

۵- تور: جنـس دستـمال خانم هـا را در گـذشـته تشـكـیـل میـداده است. در زمــانهای دیرین رسم برآن بوده كه هرگاه دسـتـمال خـانمـی به زمیــن می افتاد مردی كه متوجه آن میشده بلافاصله آن را از زمین برداشته و به زن می داد.

۶- گره های عشق: از یك سری حلقه های در هم تنیده و بافته شـده تشكـیـل یـــافته اند. این حلقه ها آغاز و پایانی ندارند و نماد عشق جاودانی و پایدار است.

۷- علامت”X”: این علامت به معنی بوسه در كارت های تبریك و نامه های روز ولنتاین است.
۸- روبان قرمز: این رسم به زمانهای قدیم بازمیگردد كه شوالیه ها هنـگـامیكه عـازم جنـگ بودند نوار یا روسری از معشوقه خود دریافت كرده و آن را به یادگار با خود میبردند.
♥ سالیانه بیش از یك میلیارد كارت تبریك ولنتاین در سراسر جهان رد و بدل میگردد كه ۸۵ درصد آنها توسط زنان خریداری میشود.
♥ سالیانه ۵۰ میلیون گل رز و میلیونها جعبه شكلات در سالروز ولنتاین هدیه داده میشود كه اغلب آنها را مردان خریداری میكنند.
♥ هدایای روز ولنتاین شامل: گل رز و یا دسته گل كوچك، شكلات، كارت تبریك ولنتاین، عروسك، شمع، یك نامه عاشقانه، یك قطعه شعر عاشقانه و یا هدیه كوچك.
♥ برای جشن گرفتن این روز به یك كافی شاپ و یا برای صرف شام به یك رستوران دنج بروید.
♥ رنگهای روز ولنتاین شامل قرمز، سفید و صورتی است.
♥ در خصوص تاریخچه و مبداء ولنتاین اختلاف نظر وجود داشته تا جایی كه ولنتاین با افسانه در آمیخته است.
♥ هویت ولنتاین مبهم است. در كل ۳ روایت در رابطه با ولنتاین نقل گردیده كه به آنها اشاره میكنیم.
♥ جشنواره ای به نام LUPERCALIA كه ۱۵ فوریه در رم باستان میان كافران متداول بوده است. لوپركالیا جشن تطهیر و زمان خانه تكانی بوده است. در این جشن مشركین از خدای LUPERCUS بخاطر محافظت از چوپانها و گله هایشان از گزند گرگها قدردانی میكردند. در این فستیوال بمنظور بزرگداشت FAUNUS خدای حاصلخیزی، باروری و جنگلها رومیان یك سگ و دو بز نر را قربانی كرده و از پوست آنها شلاق میساختند. مردان با این شلاقها به میان مردم رفته و به هر كسی كه میرسیدند ضربه ای با شلاق به آنها میزدند. دختران داوطلبانه برای شلاق خوردن صف میكشیدند. آنها اعتقاد داشتند كه شلاق خوردن با تازیانه های ساخته شده از پوست بز باروری آنها را تضمین میكند. همچنین در این جشن طی بزرگداشت الهه ای بنام JUNO FEBRUTA زنان مجرد نامه های عاشقانه مینوشتند و درون گلدانهایی می انداختند. (و یا تنها نام خود را روی برگه ای مینوشتند) مردان مجرد روم نیز هر كدام یكی از این یادداشتها را از درون گلدانها بیرون كشیده و مشتاقانه بدنبال دختر نویسنده نامه میرفتند. (نوعی دوست یابی) این آشنایی ها اغلب به ازدواج می انجامید. این رسم تا قرن هجدهم ادامه داشت اما از آن به بعد مردان رم ترجیح دادند پیش از آشنایی زن را ببینند!
♥ كلیسای كاتولیك حداقل ۳ قدیس بنام VALENTINE و یا VALENTINUS شناسایی كرده كه هر سه در روز ۱۴ فوریه به شهادت رسیده اند.
♥ ولنتاین مقدس یك كشیش مسیحی بوده كه در قرن سوم خدمت میكرده است. زمانی كه امپراطور CLADIUS دوم بر روم حكمرانی میكرده. كلادیوس دریافت كه مردان مجرد از آنجایی كه همسر و خانواده ای ندارند (مردان متاهل حاضر به ترك همسر و خانواده خود نبودند) نسبت به مردان متاهل بیشتر به سربازی روی آورده و سربازان بهتر، كاراتر و جنگجو تری نیز میباشند. از همین رو ازدواج را برای مردان جوان غیر قانونی و ممنوع اعلام كرد. ولنتاین كه این حكم را ناعادلانه و ظالمانه میپنداشت از فرمان كلادیوس سرباز زد. ولنتاین مخفیانه عشاق جوان را به عقد یكدیگر در می آورد. هنگامی كه این عمل ولنتاین بر ملا گشت كلودیوس حكم اعدام وی را صادر كرد.
♥ خود ولنتاین نخستین فردی بود كه برای اولین بار نامه ولنتاین را نگاشت. وی هنگامی كه در زندان بسر میبرد دلداده دختر جوانی شد كه دختر زندانبان وی بود. این دختر جوان زمانی كه ولنتاین در بازداشت بسر میبرد به ملاقات وی می آمد. در انتهای این نامه ولنتاین چنین نوشته بود: “از طرف ولنتاین تو.” این عبارت كماكان در نامه های روز ولنتاین استفاده میشود.
♥ ولنتاین در روز ۱۴ فوریه اعدام شد. تقریبا در سال ۲۶۹ پس از میلاد. به گرامیداشت وی كلیسایی در سال ۳۵۰ پس از میلاد بنا گردید كه پیكر وی نیز در آنجا دفن شده است. در واقع روز ولنتاین سالروز مرگ و خاك سپاری ولنتاین میباشد.
♥ پاپ اعظم GLASIUS فردی بود كه روز ۱۴ فوریه را، در سال ۴۹۸ پس از میلاد، روز ولنتاین (ST. VALENTINE`S DAY) نام نهاد. در واقع وی این روز را جایگزین آیین كفرآمیز لوپركالیا كه مختص كافران بود كرد. وی در گلدانها عوض نام دختران اسامی مقدسین مسیحی را نهاد. و با این كار به لوپركالیا تقدس بخشید. در این آیین مرد و زن هر دو یك نام قدیس را از گلدان بیرون میكشیدند كه میبایست تا آخر سال خصوصیات اخلاقی آن قدیس را الگو قرار داده و در خود متجلی می ساختند.
♥ روایت دیگر: در دوران كلادیوس مسیحیت به شدت سركوب میشد. ولنتاین نه تنها كشیش و مبلغ مسیحیت بود بلكه رهبر جنبش زیر زمینی مسیحیان نیز بود. اغلب كشیشها در این دوران زندانی و سپس اعدام گردیدند. ولنتاین پس از به زندان افتادن دختر نابینای زندانبان خود را شفا میدهد. كلادیوس پس از اینكه از این خبر مطلع میگردد به خشم آمده و دستور میدهد سر وی را از تنش جدا سازند.
♥ كهن ترین نامه و شعر ولنتاین توسط چارلز، دوك اورلئان نگاشته شد. وی زمانی كه در سال ۱۴۱۵ و در قرن شانزدهم در زندان برج لندن در اسارت بسر میبرد این نامه را برای همسر خود نوشت.
♥ روایت دیگر حاكی از آن است كه ولنتاین یك مسیحی بوده كه عاشق كودكان بوده. اما از آنجایی كه وی از پرستش خدایان سر باز میزده به زندان فرستاده میشود. اما كودكان كه به وی علاقه مند بودند دلتنگ وی شده و برای وی پیامهای مهر آمیزی مینوشتند. این كودكان نامه ها را از لابه لای میله های زندان به درون سلول ولنتاین می انداختند. وی در سال ۱۴ فوریه ۲۶۹ پس از میلاد اعدام شد.
♥ برخی هم روز ولنتاین را به باور مردمان انگلیس و فرانسه قرون وسطی نسبت میدهند. آنها اعتقاد داشتند كه پرندگان در روز ۱۴ فوریه جفت خود را انتخاب میكنند.
♥ برگزاری جشن ولنتاین امروزی از دو كشور فرانسه و انگلیس آغاز گردیده است.
♥ ابتدا كارتهای تبریك ولنتاین را هر كس خودش تهیه میكرد اما از سال ۱۸۰۰ كارتهای تبریك ولنتاین تجاری به بازار عرضه گشت. البته این كارتها نیز دست نوشته و دارای نمادهای ولنتاین نقاشی شده بودند. سپس كارتهای تبریك چاپی جایگزین آنها گردید.
♥ در گذشته دور در ایتالیا و انگلیس رسم بر آن بود كه زنان مجرد پیش از طلوع آفتاب روز ولنتاین از خواب برخاسته و لب پنجره اتاق خود می ایستادند تا مردی از مقابل پنجره آنان عبور كند. اعتقاد بر آن بود كه با اولین مردی كه در آن روز ببینند، ظرف یكسال ازدواج خواهند كرد. شكسپیر نیز در نمایشنامه هملت به این باور اشاره كرده است.
♥ در برخی كشورها رسم بر این است كه مردان جوان روز ولنتاین لباس به زنان هدیه میدهند. چنانچه زن آن لباس را برای خود نگه دارد نشانه آنست كه زن خواهان ازدواج با آن مرد است.
♥ در فرانسه پسران اسم معشوقه خود را روی آستین لباسشان می نوشتند تا به همه بگویند: ازحس من آگاه شوید.
♥ در زمانهای گذشته در ولز چنین مرسوم بود كه در سالروز ولنتاین قاشقهای چوبی به یكدیگر هدیه بدهند. روی این قاشقهای چوبی معمولا نقش قلب و كلید و قفل كنده كاری شده بود. معنی این كنده كاریها چنین بود: “تو قلب مرا گشوده ای” یا “كلید دروازه قلب من دست توست.”
♥ برخی باورهای آمیخته با خرافات نیز در رابطه با روز ولنتاین وجود دارد. اگر در این روز سینه سرخ از بالای سر دختری عبور کند او با یک ملوان ازدواج خواهد كرد و اگر گنجشک عبور کند همسرش مرد فقیری میشود اما بسیار خوشبخت خواهند شد و اگر آن پرنده سهره باشد آن دختر با مردی پولدار ازدواج خواهد کرد.
♥ كودكان انگلیسی در صدها سال پیش در این روز مانند بزرگترها لباس بتن میكردند و خانه به خانه به ترانه سرایی و آواز خوانی میپرداختند.
♥ اما در ژاپن روز ولنتاین به گونه ای دیگر مرسوم است. روز ولنتاین این دختران هستند كه باید به مردان شكلات هدیه بدهند. زنان شاغل به اجبار باید به تمام همكاران مرد خود بویژه رییس خود شكلات هدیه بدهند. اما در روزی موسوم به “روز سفید”(WHITE DAY) كه تاریخ آن ۱۴ مارس میباشد مردان برای جبران محبت خانمها به آنها هدیه میدهند. البته اغلب فقط به دوستان دختر خود. هدیه مردان معمولا یك لباس زنانه سفید رنگ است.
♥ در چین هم افسانه ای وجود دارد که نمادی از عشق است و روز ولنتاین چینی ها محسوب میگردد. این روز هفتمین روز از هفتمین ماه در تقویم چینی است. این روز فستیوال دختران نیز نامیده میگردد. در این روز مردم چین به ستاره ها خیره میشوند. دختران نیز دعا میكنند تا كدبانوهای با كفایتی در آینده شوند و همچنین شوهر مناسبی نصیبشان گردد. پسران مجرد نیز دعا میكنند تا هر چه زودتر معشوق خود را بیابند.
--------------------------------------------------------------------------------------------

این روز های مبارک رو به همه تبریک میگم.امیدوارم روز های خوبی داشته باشید...از این بابت که نمیتونم  هدیه ای به عشقم بدم ناراحتم ولی از همین جا این گل رز زیبا رو با یه دنیا محبت و عشق تقدیمش میکنم.

 

 

حسین موسوی ++

 

[05:52 ب.ظ] || [+]

نظر بدین --> []

 

 

 

 

 

 
 

 

خداحافظ گل لادن تموم عاشقا باختن
ببین هم گریه هام از عشق چه زندونی برام ساختن
خداحافظ گل پونه گل تنهای بی خونه
لالایی ها دیگه خوابی به چشمونم نمی شونه
یكی با چشمای نازش دل كوچیكمو لرزوند
یكی با دستای پاكش گلای باغچمو سوزوند
تو این شب های تو در تو خداحافظ گل شب بو
هنوز آوار تنهایی داره می باره از هر سو
خداحافظ گل مریم گل مظلوم پر دردم
نشد با این تن زخمی به آغوش تو برگردم
نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم
از این فصل سكوت و شب غم بارونو بردارم
نمی دونی چه دلتنگم از این خواب زمستونی
تو كه بیدار بیداری بگو از شب چی می دونی
تو این رویای سر درگم خداحافظ گل گندم
تو هم بازیچه ای بودی تو دست سرد این مردم
خداحافظ گل پونه كه بارونی نمی تونه
طلسم بغضو برداره از این پاییز دیوونه


خداحافظ ... خداحافظ ...

میروم شاید کمی حال شما بهترشود

میگذارم با خیالت روزگارم سر شود

از چه میترسی برو دیوانگی های مرا

آنچنان فریاد کن تا گوش عالم کر شود

میروم دیگر نمیخواهم برای هیچکس

حالت غمگین چشمانم ملال آور شود

باید این بازنده هر بار -جان عاشقم-

تا به کی بازیچه این دست بازیگر شود

ماندنم بیهوده است امکان ندارد هیچوقت

این من دیرین من، یک آدم دیگر شود

--------------------------------------------------------

به دلیل بر خی مشکلات روحی و روانی که برام به وجود اومده برای مدتی وبلاگ نویسی رو کنار میزارم.

این پستم دو تا شعر در مورد خداحافظی گذاشتم البته بگم که این دو شعر ربطی به رفتن من نداره و من فقط میخواستم شعر هایی با مضمون خداحافظی هم بزارم. 

میدونم این کارم خیلی بد هست و باعث ناراحتی دوستانم میشه مخصوصا اینکه برای این آپ خبرتون نمیکنم.

اینم بزارید کنار هزاران اخلاق بدم من فقط چهره خوبی از خودم نشون دادم در حالی که  …!!!!

یه روزی خوشحال بودم که در این دنیای مجازی دوستان خوبی پیدا میکنم دوستانی که در زندگی واقعیم ندارم نمیدونستم که وبلاگ نویسی شاید باعث بشه دوستی هم از دست بدم.

برای همتون آرزوی بهترین ها رو دارم.

زیاد ناراحت نباشید سعی میکنم هر چه زود تر برمیگردم.

--------------------------------------------------------------------

همه ی مداد رنگی ها مشغول بودند به جز مداد سفید. هیچ كسی به او كار نمی داد. همه می گفتند: تو به هیچ دردی نمی خوری. یك شب كه مداد رنگی ها توی سیاهی كاغذ گم شده بودند، مداد سفید تا صبح كار كرد. ماه كشید، مهتاب كشید و آنقدر ستاره كشید كه كوچك وكوچك و كوچك تر شد. صبح توی جعبه ی مداد رنگی جای خالی او با هیچ رنگی پر نشد!

 

 

 

حسین موسوی ++

 

[10:43 ق.ظ] || [+]

نظر بدین --> []

 

 

 

 

 

 
 

 

سلام به همه دوستان عزیزم.این چند روزه خیلی دلم گرفته خیلی...

فکر میکنم باعث ناراحتی بعضی از دوستان عزیزم شدم.

این شعر از مطالب قدیمی عاشق تنها هست که چند سال پیش داده بودم.با توجه به حال روز الانم گفتم بار دیگه قرارش بدم.

ضمنا عذر میخوام که نمیتونم خبرتون کنم برای آپ جدید.

با آرزوی بهترین ها.

 

درون سینه نگنجد غمی که من دارم
خوش است با غم دل عالمی که من دارم
سرشک دیده بیان کرد ماجرای دلم
چه اعتبار بر این محرمی که من دارم
ا ز آن گلی که بروید ز خاک من پیداست
زهجر لاله رخان ماتمی که من دارم
بسوخت جان حریفان ز گرمی سخنم
عجب که در تو نگیرد دمی که من دارم
مرا به گریه چه حاجت که رونقی ندهد
به برگ زرد رخم شبنمی که من دارم
بیا و بر دل من رحم کن که از تنگی
در او قرار نگیرد غمی که من دارم

--------------------------------------------------------------

تا خدایی هست وخدایی می کندمجتبی مشگل گشایی می کند.

 

 

حسین موسوی ++

 

[10:00 ب.ظ] || [+]

نظر بدین --> []

 

 

 

 

 

 
 

 

 

 سلام به همه دوستان عزیزم.پیشاپیش عید غدیر رو به همه شما تبریک میگم و برای همتون آرزوی بهترین ها رودارم.

 

در این عید عزیز این گل های زیبا تقدیم شما باد.

بوی خوش بهشت از کنار آن آبگیر، یعنی غدیر عرشیان و بهشتیان، جان ها را می نوازد این چه بوی خوشی است که حتی پس از عبور صدها سال هنوز فضای جان مشتاقان را می نوازد.
غدیر تکرار اولین است در کلام آخرین، همان کلام نورانی که در اولین پیام، علی را به برادری و وصایت خواند و در غدیر، اعلام ولایت و امامت او را فرمود.
مهر بی مثال از آفتاب، نورانی تر و گرما بخش تر، صبحگاهان به اشارت او سر از خواب بر می دارد. ستارگان آسمان نیز وامدار نیم نگاه اویند و ما هم جرعه نوش جام ولای آن بزرگ، آن عزیز، آن مهربان تر از پدر، آن جاری از باران و آن خوب تر از پاکی که:
شرف، بازوت گیرد تا بخیزد
محبت، آب بر دست تو ریزد
چه گویم مهربانی مادر توست
نگاه راستی در جست و جویت
و ما چه گوییم تو ای مهربان مولای کریم، که پایمردانه بر زبر کائنات ایستاده ای و زمین و هر آنچه در آنست در مشت تو و زمان، رشته آویخته از سرانگشت تو. ورود عظیم تاریخ جویباری که خیزاب امواجش از قوزک پایت در نمی گذرد.
و ما با کدامین زبان و احساس تو را روایت کنیم تو ای که پیامبر در شانت فرموده است:
هر کس علی را در قلبش دوست بدارد، خداوند ثواب تمام بندگان را به او عطا می فرماید.”

جشن عید غدیر در ایران

عید غدیر بعد ازعید باستانی نوروز از بزرگ ترین و مهم ترین  عید در نزد مردم ایران زمین است. جنب و جوش و شور و اشتیاق وصف ناپذیری  که درعید غدیر وجود دارد در اعیاد دیگر(مانند فطر و قربان ) دیده نمی شود و میتوان مهمترین دلیل این موضوع را عشق و علاقه مردم به امام علی (ع)دانست.

رسم بر آن است که صبح روز عید، مردم به دیدار و روبوسی سادات و ذریه امیرالمومنین (ع) می روند و و سادات نیز ضمن پذیرائی با شربت و شیرینی و دادن پول و هدیه ای به رسم یاد بود از مهمانان خویش پذیرایی و قدردانی می نمایند. 

 

مردم اعتقاد دارند پولی که به عنوان هدیه از سادات گرفته اند نباید خرج نمایند بلکه به عنوان تبرک و برکت در نزد خود نگهداری کنند.

در این روز مردم بهترین و زیباترین لباسهای خود را می پوشند، خود را معطر به بهترین عطرها می نمایند و با چهره ای خندان و شادمان به دید و بازدید میپردازند.در این روز افراد بسیاری روزه می گیرند و به مومنین قرض و اطعام می دهند.

 
بازار جشن و سرور و عروسی نیز در این روز بسیار پر رونق است و علاوه بر آن در این روز، خانواده نوعروس و تازه داماد هدایایی به زوج تازه میدهند و در بعضی از مناطق، این هدایا با آداب و رسوم خاصی تهیه و تقدیم میشود. به خصوص اگر یکی یا هردو آنها سید باشند، مراسم مهمتر و با شکوهتر خواهد بود.

در شب عید غدیر در مساجد و حسینیه ها مراسم جشن و سرور و مولودی خوانی برپاست. همچنین در منازل سادات و علما نیز مداحان و شاعران در وصف مولا علی (ع) و غدیرخم مولودی خوانی می نمایند. سادات نیز چند روز مانده به عید غدیر خم اقدام به خانه تکانی و گردگیری منازل خود می کنند و خود را آماده پذیرایی از مهمانان آماده کنند.

 

 

 

حسین موسوی ++

 

[11:03 ق.ظ] || [+]

نظر بدین --> []

 

 

 

 

 

 
 

 

سلام به همه دوستان عزیزم.قرار بود قسمت دوم شازده کوچولو رو بزارم ولی نمیتونم چیزی در مورد شازده بنویسم اینقدر از لحاظ روحی خرابم که نمیتونم چیزی بگم.

میخوام یه کمی در موردعاشق تنها بگم.حدود 8 سال پیش بود که به همراه یکی از دوستانم عاشق تنهارو راه انداختیم.(البته فکر و هسته اصلی از دوستم بود).

اوایل عاشق تنها موضوع خاصی نداشت و ما روزی 3 یا 4 بار وبلاگ رو به روزمیکردیم و در مورد همه چیز از عشق و علاقه گرفته تا مطالب طنز مینوشتیم.

بعد از دوسال وبلاگ به دلیل مطالب زیادی که قرار داده بودیم دچارمشکل شد و ما مجبور بودیم از اول وبلاگ رو راه بندازیم.کم کم دیگه عاشق تنها داشت فراموش میشد و هراز چند گاهی که یادمون میوفتاد عاشق تنهایی هم هست میومدیم و وبلاگ رو به روز میکردیم.تا حدود دو سال پیش که عاشق تنها یه عاشق واقعی شد.اون موقع یاده وبلاگ افتادم.عاشق تنها نمیتونست به چند دلیل به عشقشش بگه که دوستش داره و یکی ازمهم ترین دلایلشم این بود که میخواست از عشقش مطمئن بشه و اطمینان حاصل کنه که عشقش یه عشق واقعی هست و هوس و یا وابستگی نیست.به خاطرهمین راه تنهایی رو در پیش گرفت و اینجا شد کلبه عاشق تنها.توی این دو سال هر ازچند گاهی میومدم و اینجا مطلب میزاشتم هر چند بیشتر حرفام رو توی دفتر سر رسیدم مینوشتم.الان دو سال از زندگی واقعی عاشق تنها به معنی واقعی کلمه میگذره.

میخواستم در مورد مرگ بنویسم ولی گفتم قبل از نوشتن در مورد این حقیقت زندگی یادی بکنم از یکی از دوستان دوران کودکیم که الان در بهشت خداوند داره روزی میگیره امیدوارم منو به خاطر اینکه فراموشش کردم ببخشه.میخوام بهش بگم که همیشه برای من یه دوست خوب بوده و هست.

------------------------------------------

دیگه شب برای من آرامش بخش نیست.هوای ابری مانع میشه تا من بتونم مهتاب عزیزم رو ببینم.مهتابی که دلم براش خیلی تنگ شده.دلتنگی ای که توی این دو سال اصلا نداشتم.

هر وقت به آسمون شب نگاه میکنم و ماه عزیز و ستاره های زیباش رو میبینم یاد عزیز ترینم میوفتم یاد کسی که توی قلبم مثل اون مهتابی میمونه که شب تاریک رو روشن میکنه.میخوام بگم برای من عزیزترینی هر چند از هم دور باشیم هر چند بین ما فاصله زیاد باشه.میخوام بهت بگم فراموشت نمیکنم و تا آخرین نفسم عاشقانه میپرستمت هر چند بدونم این عشق فایده ای نداره.میخوام نشون بدم عشق واقعی چیه.میخوام به اونایی که میگن عشق واقعی مرده نشون بدم که اشتباه میکنند.پس هر موقع فکر کردی من فراموشت کردم و عشق من پوچ و زود گذر بوده بیا اینجا تا ببینی که من هنوزم دوستت دارم وهمانطور که یه دونه ماه بیشتر وجود نداره که شبی مهتاب باشه و همه جا رو روشن کنه برای قلب منم فقط یه دونه مهتاب هست.

بازم مثل اون شبهای تنهاییم میخوام برات دعا کنم.دعا کنم که همیشه سربلند و موفق باشی و دعا کنم به هر آرزوی قشنگی داری برسی.

بازم میخوام تو شب تنهایم بلند داد بزنم و بگم که:

تو را من با زبان بی زبانی دوست می دارم

و شاید مثل یک دلدار جانی دوست می دارم

نگاهم کن نگاهت را که در من خانه دارد

برای لحظه های همزبانی دوست می دارم

وجودت را وجود بی وجودم سخت محتاج است

و همسان خدایی آسمانی دوست می دارم

تو را در خلوتی پنهان تر از آواز باران

به دور از چشم نااهلان نهانی دوست می دارم


تو را ای یوسف پنهان ز سالی سخت طولانی

برای انتظاری جاودانی دوست می دارم.

 

 

حسین موسوی ++

 

[09:33 ب.ظ] || [+]

نظر بدین --> []

 

 

 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

Tamplate by Mohammad Bayat & Hossein Moosavi

www.asheghe-tanha.co.sr & www.andylovers.co.sr